العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
338
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
نيست ، گرچه در گفتار و صفات باهمند « 1 » . تبيين : ( هما مختلفان ) يعنى از نظر مفهوم و حقيقت يا مترادف هستند ( يشارك الاسلام ) شريك بودن و نبودن يا باعتبار مفهوم است ، زيرا مفهوم اسلام داخل در مفهوم ايمانست ولى ايمان در مفهوم اسلام نيست ، يا باعتبار تطبيق است ، زيرا هر مؤمنى مسلمانست و هر مسلمانى مؤمن نيست ، يا باعتبار وارد شدن ، زيرا آن كس كه در ايمان وارد شود در اسلام نيز وارد شده ولى عكس آن چنين نيست ، گر چه اين توجيه برميگردد بروايات ، قبلى ، يا باعتبار احكام است چون احكام اسلام براى ايمان ثابت است ولى عكس آن چنين نيست ، ( فصفهما لى ) يعنى حقيقت آن دو را براى من بيان فرما ( شهاده ان لا إله الّا اللَّه ) اجزاء اسلام را بيان ميفرمايد ، ( به حقنت ) فوائد اسلام را بيان ميفرمايد و ضمنا دلالت دارد بر اينكه همه فرقههاى مختلف اسلامى از يك ديگر ارث مىبرند و مشهور بين فقها نيز همين است . و ظاهر اينست كه مقصود از شهادت و تصديق همان اقرار ظاهريست ، و تصديق قلبى نيز محتمل است و بنا بر اين به معناى ديگرى براى اسلام اشاره فرموده ، و بعيد نيست كه اصل معنايش اقرار قلبى باشد اگر چه احكام اسلام بر همان اقرار ظاهرى اجراء مىشود چون بايد به ظاهر حكم نمود تا وقتى خلافش ظاهر نگردد زيرا اطلاع بر دلها ممكن نيست چنانچه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باسامه فرمود ( فهلا شققت قلبه ) يعنى از دل او پرده برنداشتى ؟ و بدين جهت حضرت در اين روايت فرمود ( و على ظاهره جماعه من الناس ) يعنى مدار احكام در امور قلبى مثل قراردادها و عقدها و ايمان و نظائر آنها ، بر ظاهر است ، و بنا بر اين بين اسلام و ايمان فرقى نيست مگر بولايت و اقرار بائمّه عليه السّلام و لوازم آن زيرا در ايمان نيز به ظاهر حكم مىشود و شايد توجيه اوّل بهتر باشد ، و مقصود از هدايت ، ولايت و
--> ( 1 ) كافى ج 2 ص 25 .